بازی دوگانه تهران در هرمز در سایه روایت اختلافات جناحی

Editor's avatar

ByEditor

آوریل 30, 2026

ماردو سوقوم – فروم خاورمیانه:
نفوذهای جناحی در ایران اکنون بر این پرسش سایه انداخته‌اند که آیا تهران پس از آتش‌بس، تنگه هرمز را بازگشایی خواهد کرد یا نه. گزارش‌ها و تحلیل‌ها از وجود شکاف در میان رهبران حکایت دارند؛ برخی خواهان بازگشایی برای تثبیت وضعیت‌اند و برخی دیگر بر حفظ اهرم فشار از طریق محدود نگه‌داشتن این آبراه تأکید دارند.

با این حال، هرچند طرح اختلافات جناحی قابل تصور است، به نظر می‌رسد این اختلافات درونی بیش از آنکه واقعی باشند، نوعی نمایش حساب‌شده از تفرقه به‌عنوان ابزار چانه‌زنی است.

به‌جای یک انتخاب ساده میان بستن یا باز کردن تنگه، به نظر می‌رسد ایران به‌سوی مدلی از «دسترسی مشروط» حرکت می‌کند: عبور گزینشی برای کشتی‌هایی که «غیرمتخاصم» تشخیص داده می‌شوند، الزام به هماهنگی با نهادهای ایرانی، دریافت عوارض مالی، و در عین حال حفظ توانایی اخلال در تردد. حتی پس از آتش‌بس نیز کشتیرانی به سطح عادی بازنگشته است؛ تنها تعداد محدودی از شناورها، اغلب تحت نظارت ایران، عبور می‌کنند و بسیاری از شرکت‌ها به‌دلیل نااطمینانی و ریسک، از ازسرگیری فعالیت خودداری کرده‌اند. این وضعیت به هدفی فراتر اشاره دارد: نه فقط فشار کوتاه‌مدت، بلکه تلاشی برای نهادینه‌کردن کنترل بر تنگه.

گزارش‌های اخیر نیز بر این ابهام تأکید دارند. یک مقام ارشد ایرانی به رویترز گفته است تهران می‌تواند تنگه را «به‌صورت کنترل‌شده» باز کند؛ به‌گونه‌ای که نیازمند هماهنگی با نیروهای ایرانی باشد و به پیشرفت‌های دیپلماتیک گره بخورد. در مقابل، نشانه‌های دیگری به جهت مخالف اشاره دارند—هشدارهایی مبنی بر اینکه ایران همچنان می‌تواند پس از آتش‌بس، کشتی‌ها را هدف قرار دهد یا محدود کند. در هر صورت، بازگشایی تنگه هرمز همچنان در وضعیت تعلیق قرار دارد.

در تهران، تندروها و معترضان، مذاکره‌کنندگان آتش‌بس را «خائن» و «سازشکار» خوانده‌اند؛ بازتابی از خاطرات مذاکرات هسته‌ای در دو دهه گذشته. حکومت ایران همواره بازی «پلیس خوب/پلیس بد» را پیش برده است: اجازه مذاکره در کنار میدان دادن به تندروها برای مخالفت با امتیازدهی و توافق. رهبر حکومت اسلامی نیز معمولاً در موضعی دوپهلو قرار گرفته است. چراغ سبز به مذاکرات، در کنار تأکید بر بی‌اعتمادی به ایالات متحده و ابراز تردید نسبت به دیپلماسی.

تمرکز صرف بر این‌که تنگه «باز» است یا «بسته»، اصل ماجرا را از نظر دور می‌کند. پرسش واقعی این است: چه کسی دسترسی را کنترل می‌کند و بر اساس چه قواعدی؟

این پیام‌رسانی دوگانه تصادفی نیست. بلکه بازتاب واقعیت محوری بحران کنونی است: ایران در حال تصمیم‌گیری دودویی درباره باز یا بسته بودن هرمز نیست، بلکه می‌کوشد قواعد حاکم بر این آبراه را بازتعریف کند. اگر این برداشت درست باشد، تمرکز بر «باز» یا «بسته» بودن تنگه، گمراه‌کننده است. حتی یک تنگه ظاهراً باز نیز می‌تواند از نظر سیاسی محدود، از نظر اقتصادی پرهزینه و از نظر نظام باقی بماند. در این معنا، هدف ایران شاید بستن نامحدود هرمز نباشد، بلکه تضمین این است که این آبراه دیگر هرگز کاملاً خارج از کنترل آن نباشد.

مگر آنکه ایالات متحده با توسل به زور، توانایی ایران برای آسیب‌رسانی به کشتی‌های تجاری در داخل و اطراف تنگه را خنثی کند، تهران به استفاده از آن به‌عنوان اهرم فشار ادامه خواهد داد.

گزینه استفاده از زور از اواخر مارس ۲۰۲۶ وجود داشته است، زمانی که تفنگداران دریایی و نیروهای ویژه آمریکا به منطقه اعزام شدند؛ اما دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور، تاکنون از آغاز مرحله‌ای جدید از جنگ، از جمله پیاده‌سازی نیرو در جزایر ایرانی یا خاک اصلی—خودداری کرده است. او طبق معمول سیگنال‌های متناقض می‌دهد. در پاسخ به این پرسش که آیا اجازه خواهد داد ایران از کشتی‌ها عوارض بگیرد، در ۸ آوریل ۲۰۲۶ به جاناتان کارل از شبکه خبری ای بی سی گفت: «داریم به این فکر می‌کنیم که به‌صورت یک سرمایه‌گذاری مشترک انجامش دهیم. این راهی برای تأمین امنیت است—و همچنین محافظت در برابر خیلی‌های دیگر.»

روایت درگیری‌های جناحی در تهران ممکن است بخشی از واقعیت را بازتاب دهد، اما خطر آن وجود دارد که احتمال دیگری را پنهان کند: اینکه ایران عمداً در حال ایجاد ابهام به‌عنوان بخشی از یک راهبرد منسجم است.

با نمایش تفرقه، تهران انعطاف‌پذیری به دست می‌آورد. با نیمه‌باز نگه‌داشتن هرمز، اهرم فشار خود را حفظ می‌کند. و با پیوند دادن دسترسی دریایی به شرایط سیاسی، می‌کوشد یک برتری موقت نظامی را به دستاوردی پایدار در سطح ژئوپولیتیک تبدیل کند.

این تردید یا سردرگمی نیست؛ این راهبرد آن‌هاست.

Editor's avatar

ByEditor

پاسخی بگذارید

بیشتر از رادیو ایران آزاد کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب